سوز نیو اشک قلم
مرداب از رود پرسید تو چرا زلالی... رود گفت من گذشتم .. تو نیز بگذر...
درباره وبلاگ


هرکجامحرم شدی چشم از خیانت بازدارکه محرم تا مجرم یک نقطه فاصله دارد

پيوندها
ابزار وبلاگ
خرید لایسنس نود32
آهنگ
سر دنده ال ای دی led
ردیاب مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان غزال دشت هات ای وطنم ایران و آدرس babandam.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.










نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 5
بازدید کل : 93613
تعداد مطالب : 155
تعداد نظرات : 9
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


نويسندگان
ح صالحی ک

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
جمعه 8 اسفند 1393برچسب:, :: 10:41 :: نويسنده : ح صالحی ک

به چـشـمـهـایـت بگــو
نـگـاهـم نـکـنـنـد
بـگـو وقـتـی خـیـره ات مـی شـوم
سرشـان بـه کـار خـودشـان بـاشـد … !
نـه کـه فـکـر کـنـی خـجـالـت مـی کـشـم هـا
نـه !
حـواسـم نـیـسـت
عـاشـقـت مـی شـوم .

 
یک شنبه 3 اسفند 1393برچسب:, :: 2:36 :: نويسنده : ح صالحی ک

شقایق گفت با لبخند نه بیمارم نه تبدارم..اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم..
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود..ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته..نمیدانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما طبیبان گفته بودندش که ریشه ی یک گل از آن نوعی که من بودم مرهم بود برای جان دلدارش..
و او یکدم نیاسوده بدون لحظه ای تردید به سوی من شتابان شد ..به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و هر لحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا کرد..
در این صحرا که آبی نیست من در دست او بودم ریشه ام سوزان ..که ناگه روی زانوهای خود خم گشت نشست وسینه را با سنگ خارا زهم بشکافت..
اما آه ..صدای قلب او گویی جهان را زیر و رو کرد..زمین و آسمان را پشت و رو کرد..و هر چیزی که آنجا بود با غم روبرو کرد..نمیدانم چه میگویم؟به جای آب خونش را به من میداد و بر لب فریاد بمان ای گل که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی بمان ای گل..
و من ماندم ..نشان از عشق و شیدایی..با این رنگ و زیبایی...و من نامم شقایق شد..گل همیشه عاشق شد..

 
جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 1:41 :: نويسنده : ح صالحی ک

 میترسم اگ یک شب هم راضی شدی به خوابم بیای

من به یادت بیدار نشسته باشم . . .

 
جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 1:31 :: نويسنده : ح صالحی ک